Issue #28. Modern Iran (January 2014)

10 march 2014

شماره جدید بیست و هشتم ماهنامه «ایران معاصر» از زیر چاپ در آمد. دو روند اساسی که دستور روز ایران و خاور میانه را در ماه ژانویه سال 2014 تعیین کردند، شامل مبارزه بر سر شرکت ایران در کنفرانس حل و فصل اوضاع سوریه از یک سو و تقویت ائتلاف ضد ایرانی پادشاهی های خلیج فارس از سوی دیگر بود. همین دو فرآیند با تمام پیچیدگی چند بعدی خود، به موضوعات اساسی شماره جدید بیست و هشتم این ماهنامه تبدیل شده است.

– فلسطینی میانجی گری نماید. آیا این کوته بینی سیاسی است؟ آیا دولت آمریکا قادر نیست اولویت های سیاست خارجی کشور خود در منطقه را تعیین کند؟ یا اینکه دمکرات ها در آستانه انتخابات نمایندگان کنگره سعی می کنند با دستیابی به پیشرفت مهم در یکی از پیچیده ترین مناقشات عصر حاضر، امتیازات هرچه بیشتری به دست آورند؟ در مقاله تحت عنوان «دیپلماسی شدآمدی کری: جنبه های عجیب و غریب دهمین سفر به خاور میانه» تلاش به عمل آمد تا به این سئوال ها پاسخ داده شود. در این مطلب از جمله آمده است: «نتایج دیپلماسی شدآمدی کری در واقع باید به دوش آب سرد برای آن نیروهای ایرانی تبدیل شود که به صداقت طرف آمریکایی در گفتگوی واشنگتن - تهران امید بسته اند. امیدها به اینکه اوضاع عراق به آغاز «همکاری منطقه ای میان ایالات متحده و ایران» بر طبق الگوی همکاری سال 2001 در زمینه افغانستان تبدیل شود، پایه و اساس ندارد. بغداد و بیروت به میدان عملیات ائتلاف ضد ایرانی و نه میدان عملی کردن همکاری سازنده ایرانی – آمریکایی، تبدیل خواهند شد».

در نتیجه عامل جدیدی به وجود آمد که اکنون اوضاع منطقه در حد زیادی بدان وابسته است. این موضوع به طور مفصل تر در مقاله « قوس شیعی» به مثابه واقعیت جدید خاور میانه» بررسی شده است. به عقیده نویسنده این مقاله، «قوس شیعی» به گرایش جدید و واقعیت جدید خاور میانه تبدیل می شود. در این شرایط بسیار مهم است که روسیه به سرعت و با دقت تمام این عامل جدید منطقه ای را ارزیابی کرده و به آن واکنش درستی از خود نشان دهد». این پیشبینی منطقی به نظر می رسد که شراکت ویژه با سه کشور عضو قوس شیعی از نظر تأمین منافع روسیه در خاور میانه و خلیج فارس کارآیی بیشتری دارد تا جستجوی اشکال جدید تعامل با کشورهایی چون مصر که فعلاً از مسکو فقط وام ها و کمک دیگری می خواهند. امید بستن به آنها معنی ندارد زیرا آنها به لحاظ ماهوی رژیم های غربگرایی باقی خواهند ماند یا اینکه آنجا «اخوان المسلمین» یا گروه های اسلام گرای دیگر به قدرت خواهند رسید.

در رابطه با اینکه در جریان «بهار عربی» که سه سال پیش شروع شد، عربستان سعودی به عنوان یکی از بازیگران کلیدی وارد صحنه خاور میانه گردید، توجه به این کشور که اوضاع آن هیچ وقت چندان باز و شفاف نبوده، افزایش یافته است. طبیعی است که وضعیت نخبگان حاکم بر این پادشاهی که با وجود کهولت سنِ بسیاری از سران کشور، تصمیم گرفتند تقریباً در همه «انقلاب های» عربی مداخله کنند، توجه ویژه ای را به خود جلب می کند. این رفتار مقامات کشور از آن نظر باعث تعجب می شود که عربستان سعودی یکی از محافظه کار ترین کشورهای جهان اسلام است که آنجا وهابیت، تندرو ترین جریان اسلام «ساخت قرن 17» فرمان روایی می کند و نهادهای دمکراتیک به طور کامل غیر موجود هستند. این سئوال که «چه کسی وارث قدرت بر عربستان سعودی خواهد شد؟»، سئوال توخالی نیست زیرا مراتب زیادی در معادله نیروهای سیاسی منطقه به پاسخ این سئوال بستگی خواهد داشت. در مقاله ای که با همین تیتر درج شده است، همه گزینه های بالقوه وراثت تاج و تخت سعودی بررسی می گردد.

«مراکز جدید قدرت در خاور میانه» به این مسأله اختصاص دارد.

– سلفیت که محافظه کار ترین و افراطی ترین فرقه اسلام ست، باید جهت مقابله با «قوس شیعیِ» در حال تکوین یا به عبارت دقیق تر، برای جلوگیری از تشکیل «قوس شیعی»، گسترش وهابیت و رویارویی بین مراکز جدید قدرت در خاور میانه بدان معناست که «مبارزه بر سر رهبری در خاور میانه وارد مرحله تعیین کننده می شود». در مقاله ای تحت همین عنوان خاطرنشان می شود که امروزه در این منطقه تحولات دارای اهمیت تاریخی در جریان است. بیش از پیش روشن می شود که احتمال پیروزی ایالات متحده و متحدانش در این روند، بسیار ضعیف است. به عنوان مثال، صرف نظر از اینکه چه دولتی در نهایت امر در مصر به قدرت برسد، پیمان راهبردی آن با غرب تحلیل خواهد رفت. عربستان سعودی و اقمار عربستانی آن هر چقدر علیه سوریه و عراق زور بزنند، در نهایت امر انقلاب های داخلی آنها را از صحنه محو خواهند کرد. در شرایطی که شکل می گیرد، مرکز قدرت بیش از پیش به سمت تهران جابجا می شود. ولی نبرد تعیین کننده بین ایران و عربستان سعودی هنوز در پیش است.

– تهران – پکن توسط غرب و شرکای راهبردی آن در خاورمیانه، در ردیف حریفانی گنجانده شده است که می توان با توسل به همه وسایل اعم از دسایس یا تحریکات و تشدید تحریم ها، با آنها مبارزه کرد.

این واقعیت در حالی برجسته تر می شود که امکانات اقتصادی واشنگتن برای اعمال فشار بر دیگران منقبض می شود. اروپا به تنظیم روابط با ایران علاقه فوق العاده ای دارد و از مناقشه آمریکایی – ایرانی کنار نمی ماند. دولت های اروپایی تقریباً از همان ابتدا به حل و فصل مسأله هسته ای ایران جلب شده بودند. در مرحله اول «ترویکای بزرگ» اتحادیه اروپا که شامل بریتانیا، فرانسه و آلمان بود، به پیشرفت مهمی دست یافت. آنها تهران را متقاعد کردند که باید به طور تمام عیار با آژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری کند، پروتکل الحاقی سال 1997 موافقتنامه درباره پادمان ها با آژانس را امضا کند و تا قبل از پایان روند تصویب پارلمانی، همه مفاد آن را رعایت کند و نیز همه فعالیت ها در زمینه غنی سازی اورانیوم، بازفرآوری سوخت رادیواکتیوی مصرف شده و استخراج پلوتونیوم را به حال تعلیق در آورد. 9 ژانویه سال جاری ایران و نمایندگان گروه 1+5 بین المللی درباره اجرای مرحله اول «برنامه اقدام مشترک» به توافق رسیدند که روز دو ملت برادر که هزارها سال است که کنار هم زندگی می کنند، از ریشه های واحد آریایی و سرنوشت مشابه تاریخی برخوردارند. در تاریخ هر دوی آنها، مبارزه در راه هویت و اصالت خود نقش برجسته ای ایفا کرده است. ایران شناسان معاصر خاطرنشان می کنند که ارامنه در اندیشه ملی ایرانی جایگاه قابل اعتنایی دارند. دو کشور با هم پیوندهای تنگاتنگی داشته اند. با این وجود، تاریخچه تعامل ارمنستان و ایران (پارس) مراحل دشمنی را هم تجربه کرده است. این امر در قرون اول میلادی در تفاوت انتخاب دین به وضوح بروز کرد. ولی این دشمنی - بر خلاف روابط ارم ترکی،

Get PDF-version