Issue #34. Modern Iran (July 2014)

20 october 2014

ماه جولای، برای صلح ناپایدار در خاور میانه ماه بد شگونی بود. اسراییل با استفاده از اینکه تمام جهان سرگرم حوادث اوکراین بود، به تصفیه نوار غزه پرداخته و سلاخی واقعی فلسطینی ها را راه انداخت. علاوه بر آن، مناقشه ای که غرب به طور مصنوعی در سوریه دامن زد، به صورت کمانه دار به عراق ضربه وارد کرد که آمریکا خیال می‌نمود که آنجا برای مدت طولانی نظم برقرار کرده است. گروهک «داعش» با دریافت پول مکمل از سعودی ها و قطری ها، شمار نفرات خود را به سرعت افزایش داده و به عراق تجاوز کرد. همین وضعیت پیچیده در مرکز توجه شماره سی و چهارم مجله «ایران معاصر» قرار گرفته است.

جدیداً «ران درمر» سفیر اسراییل در ایالات متحده اظهار داشت: «نیروهای مسلح اسراییل باید به پاس «خویشتن داری تصور ناپذیر» ضمن اجرای عملیات در نوار غزه جایزه صلح نوبل را دریافت کنند». واشنگتن به روش سنتی بر کارهای «بیبی نتانیاهوی لجام گسیخته» سر پوش می گذارد، تقریباً همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا به او بله بله می گویند و پادشاهی های عربستانی که اندیشه های عدالت و وحدت اسلامی را پاک فراموش کرده اند و در طول این مدت مشغول توطئه چینی ها با استفاده از خون فلسطینی ها بودند، این دفعه بی پرده طرف اسراییل را گرفته اند. ولی در هر حال، ایدئولوژی «قدس» که سی و پنج سال پیش توسط آیت الله خمینی اعلام شد، هم اکنون «صخره شکست ناپذیر» برگزیده بودن اسراییل را ویران می کند. مقاله «تجاوز اسراییلی و بمب ایرانی به نام «القدس» به این موضوعات و به علل عملیات سرکوب گرانه اسراییل علیه فلسطینی ها اختصاص دارد.

سلاخی در غزه به یک رویداد تکراری تبدیل شده است. کشتار دسامبر 2009 – ژانویه سال 2010 نسبتاً بزرگ بود؛ در سال 2012 هم چنین اتفاقی افتاده بود. چه رسد به بمباران و گلوله باران های نسبتاً کوچک. می توان سیاست اسراییل در نوار غزه را به مراسم «کریپتی» در اسپارتای قدیمی تشبیه کرد: آنجا هرازگاهی شکار «ایلوت ها»، فلسطینی های آن مرز و بوم را راه اندازی می کردند تا سر به زیر و گوش به فرمان باشند و از اینکه زنده هستند خوشحال باشند. هدف اصلی این بازی های پی در پی در اسراییل، نابودی فیزیکی رهبران فعال فلسطین برای تسهیل فرمانروایی بر دیگران است. جزئیات این سلاخی و برخورد جامعه جهانی با آن در مقاله تحت عنوان «لشگر آسمانی» تشریح می گردد.

ظهور کردستان مستقلی که تا تنظیم حقوقی آن ماه های انگشت شماری باقی مانده است، برای تهران چالش مکملی می باشد. بسیاری از نیروهای خارجی اعم از ایالات متحده، ترکیه و اسراییل و نیز شرکت های بزرگ فراملیتی که نفت تولید می کنند، به ظهور دولت کردها علاقه مند هستند که در آستانه تشکیل بر روی ویرانه های عراق قرار دارد. ولی کردستان مستقل برای تهران درد سر و منشأ مسایلی است که خطیر بودن این وضع در آینده نزدیک روشن خواهد شد. تجزیه و تحلیل چالش هایی که همراه با استقلال اربیل بروز می کنند، در مقاله «کردستان مستقل: طرحی مشکل ساز برای تهران» ارائه شده است.

این واقعیت به چشم می خورد که موضوع ایرانی در مرحله اخیر بیش از پیش بر روی صفحات رسانه‌های گروهی منعکس می شود. منطق این پدیده ساده است. از یک سو، اتحادیه اروپا فهمیده است که گاز ایرانی تنها چاره ای برای کاهش واردات از روسیه می باشد. طبیعتاً این گزینه باب طبع ایالات متحده (یا حداقل گروه هایی که برای دفریز کردن روابط با ایران آماده هستند) است. آنجا هم می فهمند که نمی توانند رژیم تحریم ها را بی پایان نگه دارند. اگر گاز ایرانی بالاخره وارد بازار شود، بگذار حد اقل به کاهش وابستگی اتحادیه اروپا به روسیه خدمت کند. آیا این سناریو عملی خواهد شد؟ پاسخ این سئوال در مقاله «گاز ایرانی کجا می رود: تست ادعاهای ژئوپلتیکی ایران» داده می شود.

با این حال مشکلات وضعیت جمهوری اسلامی باعث بروز یک نوع پارادوکس می شود. تهران موفق شده است انزوای بین المللی را که رژیم تحریم های فلج کننده غربی برای آن فراهم کرده بود، هر چند به طور ناکامل بشکند. با این وجود، سرعت توسعه روابط روسی – ایرانی تا کنون به طرح شراکت راهبردی نرسیده است. چه چیزی برخورد محتاطانه طرف ایرانی را سبب می شود؟ چه چیزی مانع از آن می شود که تهران مسکو را شریک مطمئن سیاسی و اقتصادی به حساب آورد؟ «شانزده دلیل بی اعتمادی ایران به مسکو» عنوان مطلبی است که در آن جهت تحلیل شرایطی که ما را از همدیگر جدا می کند، تلاش به عمل آمد.

قرار است بزودی مذاکرات بین گروه 1+5 و ایران درباره برنامه هسته ای ایران خاتمه یابد که بر اثر آن تحریم های مالی و بازرگانی – اقتصادی که به ابتکار غرب اعمال شد، از جمهوری اسلامی ایران مرتفع خواهند گردید. بدیهی است که بزرگترین شرکت های بین المللی با عنایت به توان عظیم اقتصادی ایران بی صبرانه منتظر لحظه ای هستند که بتوانند گسترده ترین و سودآورترین قرارداد ها در زمینه به روز آوری و توسعه اقتصاد جمهوری اسلامی ایران را دریافت کنند. آنچه که به خود توجه جلب می کند، این است که شرکت های روسی در این زمینه عجله نمی کنند. طرف ایرانی هم فعالیت چندانی از خود بروز نمی دهد. و اینک «آیا روسیه و ایران می توانند به دو شریک راهبردی تبدیل شوند؟». این سئوال در مقاله ای با همین عنوان مطرح شده است.

دو مطلب این شماره مجله به نتایج مذاکرات وین گروه 1+5 بین المللی با ایران درباره برنامه هسته ای اختصاص یافته است. امروزه در مذاکرات گروه 1+5 با ایران وقفه اعلام شده است. تعهدات طرفین مبنی بر رسیدن به توافق درباره رفع تحریم های اقتصادی از ایران در عوض ضمانت های حالت صلح آمیز برنامه هسته ای این کشور تا 20 جولای اجرا نشده است. انتظار می رود که مذاکره کنندگان بار دیگر در ماه اوت با هم ملاقات داشته باشند و توافق نهایی باید تا 24 نوامبر سال 2014 طراحی شود. «خط قرمزی» هم به آن روز موکول می شود که ما بعد از آن شاهد پیروزی عقل سلیم سیاستمداران کشورهای اساسی جهان خواهیم شد که چنین پدیده ای در ایام ما کمتر اتفاق می افتد یا اینکه یک بار دیگر متوجه خواهیم گردید که جهان تک قطبی که آمریکا همه امور آن را می گرداند، خلل ناپذیر باقی مانده است». عنوان مطلب مجله در این مورد «ایران دوباره ضرب الاجل آمریکایی را پشت سر گذاشته است» می باشد.

اگر کسی خیال می کرد که توافق درباره طراحی فرمول مورد قبول همگانی برای تضمین حالت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران تا 20 جولای که شش ماه پیش در ژنو بین گروه 1+5 و ایران حاصل شده بود، با موفقیت اجرا شده و در روزی که مقرر شد، امضا و تصویب خواهد گردید، این امید بچگانه ای بیش نبود. ولی مکث جاری بر خلاف آنچه که در سال های گذشته مشاهده می شد، مکث پایانی است. جزئیات امر در مطلب «مکث وین و مثلث مسکو – تهران – واشنگتن» تشریح شده است.

مسکو حد اقل برای رویارویی شدید با غرب و حد اکثر برای دفع تحریکات مسلحانه ناتو و دست نشانده های اوکراینی، با توسل به زور، آماده می شود. به گفته ولادیمیر پوتین، بحران روابط روسیه با غرب به سطح اصولاً جدیدی ارتقا یافته است که فاجعه هواپیمای متعلق به مالزی تنها یکی از صحنه های آن می باشد. نویسنده مقاله با عنوان «وقت آن رسیده است که روسیه از رژیم تحریم های ضد ایرانی خارج شود» معتقد است که روسیه باید در این شرایط به سوی ایران چرخش قاطعانه ای بکند.

در جهان چند قطبی معاصر حتی برای یک قدرت بزرگ جهانی دنبال کردن سیاست خارجی مؤثر و تأمین منافع ملی سیاسی، نظامی یا اقتصادی خود بدون اتکا بر کشورهای دوست یا شرکای عادی، کار بس دشواری است. البته قاعدتاً نه تنها تعامل دو جانبه بلکه شرکت در سازمان های جهانی و منطقه ای مدنظر است. این امر برای قدرت های منطقه ای که یکی از آنها ایران است، به ویژه مبرم است. «پیوستن ایران به عضویت سازمان همکاری شانگهای و بریکس «می تواند یکی از راه حلهای مسایل سیاست خارجی تهران باشد. همه جنبه های مثبت و منفی این اقدام در مطلبی با همین عنوان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

و در خاتمه یک موضوع غیر عادی در مقاله «درباره تعطیلی شنبه به جای پنج شنبه در ایران» مطرح می شود. در اکثر کشورهای جهان روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل هستند در حالی در جمهوری اسلامی ایران همانند برخی کشورهای مشرق اسلامی، روزهای پنجشنبه و جمعه تعطیل هستند. به ظاهر این یک موضوع جزئی و چیزی شبیه به ویژگی های ملی و مذهبی است ولی بهای این «چیز جزئی» به صدها میلیارد دلار در سال می رسد که این نتیجه عدم مطابقت زمانبندی کار بورس ها، نظام مالی و بانکی، گمرک، نهادهای دولتی، شرکت ها و محافل بازرگانی ایران با جامعه جهانی است. جابجایی روزهای تعطیل کار کوچکی نیست زیرا همه تحولات بزرگ در زمان ژولیوس قیصر در رم باستان، پتر اول در روسیه و مالک شاه در ایران با تغییر تقویم و تطبیق آن با مقتضیات زمان شروع می شد.

و اینک، در شماره سی و چهارم «ایران معاصر» طبق معمول طیف وسیع موضوعات منعکس می شود. هیأت تحریریه مجله به تلاش های خود در جهت ادامه گفتگوی جالب و آموزنده این نشریه با مخاطبین آن درباره حاد ترین و مبرم ترین مسایل ادامه می دهد. لذا به امید دیدار و تا شماره های بعدی مجله!

Get PDF-version